تبليغاتX
زر زیادی

زر زیادی

زرنامه- شماره12 از طرف یک دوست

يکي ميگه: من" حافظ کل قرآنم", ترکه ميگه: از اين قران کوچيکا يا بزرگا
به ترکه ميگن : بابات مُرد ، زود بيا خونه ، ترکه ميگه : دروغ ميگين يه اتفاقي افتاده نمي خواهيد به من بِگِيد !!!
دعاي ترکي : آرزو دارم خدا کنه اين سالها به حق پنج تن الهي آمين !!!
به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون مي گن : كجاي تهرون؟ ميگه: جاده تهران - اردبيل کيلومتر 700 !!
به ترکه ميگن: چرا همش داري دور ميدوون با ماشينت ميچرخي؟مي گه: راهنمام گير کرده به تركه ميگن از چه گلي خوشت مياد....ميگه اقاقيا...ميگن هميني روكه گفتي بنويس....ميگه غلط كردم رز
چند فحش ترکي جديد: 1. -دستت بشکنه از زا نو . 2. -خودت گير عجب آدم خري افتادي . 3. -خودم دست دارم ، جوا بشو ميدم
ترکه ميره جوراب فروشي و ميگه : آقا من جوراب مي خوام . فروشنده ميگه : مردونه . ترکه هم دستش را دراز ميکنه و دست ميده و ميگه : مردون
ه ترکه زنشو ميبره سونوگرافي بهش ميگن پسر داري ميگه تو رو خدا بگين اسمش چيه
يه ترکه ميره ماشينشو بيمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم ميشه بيمه اي بهش ميگه ايشالا هيچوقت از بيمه تون استفاده نکنين. ترکه هم برميگرده ميگه ايشالا شما هم از اين پول خير نبينين !
ترکه ميره کنار دريا پري درياي ميبينه ،ميگه من عاشقتم ،با من ازدواج ميکني،پري درياي ميگه من آدم نيستم،ترکه ميگه تو فکر ميکني من آدمم،
مسافري كه تازه به اردبيل وارد شده بوده از آقا ترکه مي پرسه ما اينجاغريبيم. كجا آمپول مي زنن؟ ترکه باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا
يه تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام .... ؟ تركه ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا ميخواستم
خبرنگار:براي محرم امسال چه برنامه هايي داريد؟_ترکه:ما امسال 10تا علم اضافه کرديم /15تا پرچم/150تا زنجير/12تا قمه و40تا زنجيرزن جديد در مجموع انشاءالله ديگه پدر يزيد رو در میاریم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 19:58  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 11

تفاوت زن و مرد ، ارسالی از آرمان وفاجو

آینده:

یک زن تا زمانی که ازدواج نکرده نگران آینده ست.

یک مرد تا زمانی که ازدواج نکرده هرگز نگران آینده نیست.

موفقیت:

یک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه همسرش خرج می کند درآمد داشته باشد.

یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.

ازدواج :

یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج می کند ولی تغییر نمی کند.

یک مرد با این امید با همسرش ازدواج می کند که تغییر نکند.

فیلم کمدی : 

فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشسته اند ناگهان سریال مسافران شروع می شود

مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده می کنند و حتی ممکن است ادای یکی از کاراکترها را نیز در بیاورند!!!!

ولی زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش می شوند.

دست خط :

مردها زیاد به دکوراسیون(!) دست خطشان اهمیت نمی دهند آنها از روش <خرچنگ قورباغه !!!> استفاده می کنند

زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به (ی) و (ن) قوس زیبایی می دهند

حمام:

یک مرد حداکثر شش قلم جنس در حمام خود دارد: مسواک،خمیردندان،خمیراصلاح،خودتراش،یک قالب صابون و یک حوله

در حمام متعلق به یک زن معمولی به طور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد که یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند

 

                                                                    ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:41  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 10

و این است تفاوت
نقطه قوت پسرا چشماشونه!
نقطه قوت دخترا چشم و گوش، ابرو، دماغ، دهن و باقي قضايا!

دخترا فکر ميکنن بهترين راه براي داشتن يه رابطه خوب و مداوم: صداقت و راستگويي است!
پسرا مطمئن هستن بهترين راه براي داشتن يه رابطه خوب و مداوم: دروغگويي و گرفتن سوتي از طرفه مقابل است!

دخترا از درس و مدرسه بيزارن!
پسرها از درس و مدرسه فرارين!

دخترها زير بار حرف زور ميرن!
پسرها خودشون حرف زور ميزن!

اگه يه دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه!
پسرها در يک جمع فقط سوتي ميدن!

يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه!
يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه، با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه!

يه دختر اگه با دوست پسرش به هم بزنه با هيچ پسري دوست نميشه!
يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با سه چهار تا ديگه دوست ميشه!

اگه يه پسر از يه دختر ساعت بپرسه، دختره ميگه: ساعت هفت!
اگه يه دختر از يه پسر ساعت بپرسه، پسره ميگه: ساعت هفت و دو دقيقه و بيست و چهار ثانيه و اينم شماره تلفن من، سر ساعت 9 منتظر تماستم!

دختر ترشيده مي‌شه!
پسر زنگ مي‌زنه!

اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه، پسره فکر ميکنه که خيلي خوش تيپه!
اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه، دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم وروئه!

دخترا دوست دارن تيپشون مثل پسرا باشه!
پسرا دوست دارن قيافشون مثل دخترا باشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:23  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 9

سیستم دانشجویی

اعتراض دانشجو : بايكوت

 شماره دانشجويي : مدرك جرم

 اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

 روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته

 دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

 دانشجوي مشروطي  : مردي كه موش شد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

 كلاس هاي ساعت 12-2: خواب وبيدار

 رئيس دانشگاه : مرد نامر

تصويب شهريه براي دانشجويان : تاراج

 استاد راهنما : گمشده

 به دنبال سرويس : دونده

 آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي

 ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان

 دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

 بوفه دانشگاه : غارتگران

 سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ

 اميد به بهبود اوضاع : توهم

 غذاي امروز : سلف     self    

 گردهمايي استادان : دسيسه

 كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان

 پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه

 ژتون فروشي : آژانس شيشه اي

  علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

 رئيس دانشكده : سناتور

 التماس براي نمره : اشك كوسه

 امور دانشجويان : سايه شوگان

 سوار شدن به اتوبوس : يورش

 نماينده كلاس : بهترين فرد بد

 ترم آخر : بوي خوش زندگي

 پايان نامه : زندگي ديگر هيچ

سالهاي پيش از دانشگاه :  آن روزهاي خوش

 دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

 ثبت نام ترم جديد : ده فرمان

 دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

 خوابگاه شهرك : اينجا آخر دنياست

 دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

 دانشجوي اد بيات : نان و شعر

 وام تحصيلي : جهيزيه رباب

 خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك

 خانواده دانشجويان : بينوايان

 دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند

 دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

 دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان

 انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

 استاد دانشگاه : يك گروه خشن

 اولين امتحان : اولين خون

 شب امتحان : امشب اشكي ميريز

 مراقبين امتحان : سايه عقاب

 شاگرد اول كلاس : مردي كه زياد مي دانست

 تقلب : عمليات سري

 تدريس در دانشگاه : تجارت

 روز دريافت كارنامه : روز واقعه

 تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي

دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد

 مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت

 انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي

 ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

وعده رئيس دانشگاه : بلوف

تصويه حساب : خط پايان

 شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر

 عمر دانشجو : بر باد رفته

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:21  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 8

راه های دوست پسر آزاری
 
اين پست در راستاى حمايت از بانوان محترم ميباشد كه متاسفانه حقوق اونها داره ضايع ميشه ( خوب بشه به ما چه ) اينم بكَم بزودى روشهاى آزار دخترها اموزش داده خواهد شد...oh go on

 
1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم فرشید جوونم تویی؟؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.shame on you
 
 
2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم اخراجیها۲ یا چهار چنگولی رو ببینید.
 
 
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.chatterbox
 
 
4 - آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.feeling beat up
 
 
5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.hee hee
 
 
 6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.daydreaming - New!
 
 
7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.raised eyebrow
 
 
 8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید. at wits' end - New!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:53  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 7

 هیزم شکن و جنیفر لوپز !!! ( زر زر اصل)

یه  روز، وقتي هيزم شکن مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود،
تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتي در حال گريه کردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي‌کني؟

هيزم شکن گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت:

«آيا اين تبر توست؟» هيزم شکن جواب داد: «نه»

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره‌اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟

دوباره، هيزم شکن جواب داد: نه.

فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آري.

فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شکن خوشحال روانه خونه شد.

يه روز وقتي داشت با زنش کنار رودخونه راه مي‌رفت، زنش افتاد توي آب.

هيزم شکن داشت گريه مي‌کرد که فرشته باز هم اومد و پرسيد که چرا گريه مي‌کني؟

هيزم شکن جواب داد «فرشته، زنم افتاده توي آب.»

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد: زنت اينه؟

هيزم شکن فرياد زد: بله،‌ خودشه!

فرشته عصباني شد: «تو تقلب کردي، اين نامرديه»

هيزم شکن جواب داد: اوه، فرشته عزيز، منو ببخش، سوء تفاهم شده! ميدووني، اگه به جنيفر لوپز «نه» ميگفتم، تو ميرفتي و با «کاترين زتا جونز» مي‌اومدي و بعدش هم با «آنجليا جولي» و در آخر تو ميرفتي و با زن خودم مي‌اومدي و به خاطر صداقت من، تو همه‌شون رو به من مي‌دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري چندتا زن رو ندارم، و به همين دليل بود که اين بار گفتم: «آره»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:51  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 6

تفاوت ...
 
دخترها:

توي ماهيتابه روغن ميريزن

اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن

تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن

چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو، نوش‌جان ميكنن

 

پسرها:

توي كابينت‌هاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بالاخره پيداش ميكنن

ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن

توي ماهيتابه روغن ميريزن

توي يخچال دنبال تخم‌مرغ ميگردن

يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن

چند تا فحش ميدن

دنبال كبريت ميگردن

با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره

ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)

ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن

تخم‌مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن

چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن

ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن

تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن

روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن

تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن

دنبال نمكدون ميگردن

نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن

دنبال كيسه نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

نمكدون رو پر از نمك ميكنن

صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن

بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه

چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن

توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن

با چنگال فلزي تخم‌مرغها رو هم ميزنن

صداي «گل» رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

سريع برميگردن توي آشپزخونه

تخم‌مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك

دنبال ظرفهاي مسي ميگردن

قابلمه مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم‌مرغ ميريزن

چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن

ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن

چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن

ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه

روي باقيمانده تخم‌مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن

چند تا فحش ميدن و بلند ميشن

نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن

قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن

چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن

با يه پارچه تنظيف، قابلمه رو برميدارن

پارچه رو كه توسط شعله، آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن

نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:49  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 5

جوانی کجایی ؟ خو بیا دیگه!!! 
متن کاملا مستند در مورد گذشت اون زمونا ...
 
سال 1230

مرد: دختره‌ي خير نديده، من تا نکشمت راحت نمي‌شم. اصلا نکشمت خودم کشته مي‌شم!
زن: آقا حالا يه غلطي کرد، شما بگذر، نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده!

مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي‌خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي‌شه بايد بکشمش!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي‌بخشه)

نيم قرن بعد، سال 1280

مرد: واسه من مي‌خواي بري درس بخوني؟ مي‌کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مردي ديگه جرات نمي‌کني از اين حرفا بزني. تو غلط کردي. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا چي؟

زن: آقا، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي‌گيره‌ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي‌خوره. قول ميده!

مرد (با نعره حمله مي‌کنه طرف دخترش): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي‌شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدون درد مي‌کشمت!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي‌بخشه)

يك قرن بعد از اولين رويداد، سال1330

مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي‌خواي بري دانشرا؟ مي‌خواي سر منو زير ننگ کني؟ فاسد شدي برا من؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي‌کنم!

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي‌کنين!

مرد: چي مي گي ززززززن؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي‌تونم جلوي اين فسادو بگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کني!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي بخشه)

همين چند سال پيش، سال1380

مرد: کجا؟ مي‌خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي‌پوشيشون مث جليقه نجات، پستي بلندي پيدا مي‌کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي‌کشمت. من، تو رو، مي‌کشم!

زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).

مرد: من اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين‌تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه، نه، نمي‌خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره!

چند سال بعد، سال1400

دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه‌ي ...؟ دارم بهت مي‌گم، ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي‌خوام. مي‌خواي بري بيرون پياده برو!

زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي‌پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي‌شه،باباتم قول مي‌ده ديگه از اين حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي‌شه و باباي گناهکارشو مي‌بخشه)

و اين داستان همچنان ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:47  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 4

بر اساس یه تحقیق ، ۵ سوال وجود داره که خانومها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبنی بر حقیقت داده بشه شر به پا میشه!! ... البته اون چیزی که از متن خیلی تابلو هستش اینه که اصل مطلب خارجی بوده و یه آدمک بیکاری ترجمه اش کرده . BraveTools.com

 این ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چی فکر می کنی؟ ... ۲- آیا دوستم داری؟ ... ۳- آیا من چاقم؟ ... ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... ۵- اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟

برای مثال:

>>> ۱- به چی فکر می کنی؟
جواب مورد نظر برای این سوال اینه: “عزیزم! از اینکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به این فکر می کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتنی و متفکر و با شعور و زیبایی هستی و من چقدر خوشبختم که با تو زندگی می کنم.“ ... البته این جواب هیچ ربطی به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به یکی از موارد زیر فکر می کرده:

الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقی!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بمیری پول بیمه ات رو چطوری خرج کنم؟
یه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترین جواب رو به این سوال داده... اون گفته: “اگه می خواستم تو هم بدونی به جای فکر کردن ، درباره ش حرف می زدم!“ ...


>>> ۲- آیا دوستم داری؟
جواب مورد نظر این سوال “بله“ است! و مردهایی که محتاط ترند می تونن بگن: “بله عزیزم!“ ... و جوابهای اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اینطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتری پیدا می کنی؟
ج) بستگی داره که منظورت از دوست داشتن چی باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کی؟ ... من؟!

 

>>> ۳- آیا من چاقم؟
واکنش صحیح و مردانه نسبت به این سوال اینه که با اعتماد به نفس و تاکید بگین “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنین! ... جوابهای اشتباه اینها هستند:

الف) نمی تونم بگم چاقی... اما لاغر هم نیستی!
ب) نسبت به چه کسی؟!
ج) یه کمی اضافه وزن بهت میاد!
د) من چاق تر از تو هم دیدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم به بیمه ات فکر می کردم!

 

>>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اینجا می تونه یه دوست قبلی یا یه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردین و یا هنرپیشه ء یه فیلم باشه... در هر حال جواب درست اینه که: “نه! تو خوشگلتری!“ ... جوابهای غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو دیگه ای خوشگله!
ب) نمی دونم اینجور موارد رو چطوری می سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصیت بهتری داری!
د) فقط از این بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم راجع به رژیم لاغریت فکر می کردم!

 

>>> ۵- اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟
جواب صحیح: “آه عزیزترینم! در حادثه ء اجتناب ناپذیر فقدان تو ، زندگی برام متوقف میشه و ترجیح میدم خودمو زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!“ ... این سوال ، همونطور که توی گفتگوی زیر می بینین ، ممکنه از سوالهای دیگه طوفانی تر باشه! ...

زن: عزیزم... اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟
مرد: عزیزم! چرا این سوالو می پرسی؟ این سوال منو نگران می کنه!
زن: آیا دوباره ازدواج می کنی؟
مرد: البته که نه عزیزم!
زن: مگه دوست نداری متاهل باشی؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی؟
مرد: خیلی خب! ازدواج می کنم!
زن (با لحن رنجیده): پس ازدواج می کنی؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتی سکوت): آیا باهاش توی همین خونه زندگی می کنی؟
مرد: خب بله! فکر کنم همین کار رو بکنم!
زن (با ناراحتی): بهش اجازه میدی لباسهای منو بپوشه؟
مرد: اگه اینطور بخواد خب بله!
زن (با سردی): واقعا“؟ لابد عکسهای منو هم می کنی و عکسهای اونو به دیوار می زنی!
مرد: بله! این کار به نظرم کار درستی میاد!
زن (در حالی که این پا و اون پا می کنه): پس اینطور... حتماً بهش اجازه میدی با چوب گلف من هم بازی کنه!
مرد: البته که نه عزیزم! چون اون چپ دسته!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:45  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 3

زندگی شطرنج دنیا و دل است

قصه پررنج صدها مشکل است

 

شاه دل کیش هوسها میشود

پای اسب آرزوها در گل است

 

فیل بخت ما عجب کج میرود

در سر ما بس خیالی باطل است

 

ما نسنجیده پی فرزین او

غافل از اینکه حریفی قابل است

 

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:40  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 2

شده موقعي که داري تو پياده رو راه ميري سعي کني پاهاتو وسط کاشي‌هاي پياده رو بزاري؟ يا حتما روي يه رديف از کاشي‌هاي پياده رو راه بري؟ و وقتي که يه دونه رو اشتباه مي‌کني به شدت اعصابت بريزه به هم...؟

شده موقعيکه تو ماشين نشستي و با سرعت حرکت مي‌کني تيرهاي چراغ کنار خيابون رو بشمري؟ يه جا اشتباه مي‌کني و دوباره از يک شروع به شمردن مي‌کني...؟

شده يه کاغذي که دو ر برش نا مرتب پاره شده رو دوباره سعي کني گوشه‌هاي اضافيشو بگيري تا يه مستطيل کامل بشه...؟

شده موقعيکه مي‌خواي پول بدي گوشه‌هاي خمش رو صاف کني و جاي خط رو پول رو سعي کني با ناخونت ببري...؟

شده موقعيکه پشت رل هستي سعي کني هميشه از خط وسط حرکت کني و لاستيکاي ماشينت رو خط‌هاي وسط خيابون نره؟

شده ...؟

و...

شده اين کارا رو اينقدر با دقت انجام بدي؟ اينقدر که اعصابت بريزه به هم و شروع به فحش دادن کني؟

اگه اينجوريه تو وسواس شديد داري. تو يه بيماري. کاريشم نميشه کرد. باهاش زندگي کن. مقابله نکن.
اگر هم اينجوري نيست حتما با خوندن اين نوشته ازين به بعد بهشون توجه مي‌کني.

همینه که هست  ... گریه نداره که

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:30  توسط حامد  | 

زر زر نامه - شماره 1

بعضي از پسرها موهايشان را بلند مي‌کنند!

بعضي از دخترها موهايشان را پسرانه کوتاه مي‌کنند!

 

درخيابان:

دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو!

پسر: ايييييييييييش! گمشو!

دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟!

پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي!

 

در مراسم خواستگاري:

دختر: ببينين يکي از شرايط من براي ازدواج با شما اينه که نبايد برين سرکار!

و يکي ديگه از چيزايي که من خيلي روش متعصبم اينه که نبايد موهاتون رو نامحرم ببينه...!

 

در حين زندگي مشترک:

دختر: اي بابا! آقا يه چايي نمي‌دي بخوريم؟!

پسر: دستم بنده!... راستي امروز فري اومده بود اينجا! با جعفر اينا! من کلي خجالت کشيدم! زن فري براش پلاک جواهر خريده...

دختر: آقا جون ندارررررررررررم! چي کار کنم؟! از ديوار مردم برم بالا؟!

پسر: آخه من تا کي بايد بشورم و بسابم و بپزم...

دختر:......!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:29  توسط حامد  | 

زر زر نامه

اومدم که فقط زر بزنم

حرف مفت

دور هم بگیم و بخندیم

اگه خندیدی مطلبا حرومت اگه نظر ندی

سعی می کنم تند تند آپ کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:29  توسط حامد  |